معنی بشکونه
5 بازدید
[ بِ نَ / نِ ] (اِ) گل و شکوفه. (ناظم الاطباء) و رجوع به بشکوفه و شعوری ج ۱ ورق ۲۰۹ شود. || استفراغ و قی بسیار و مکرر. (ناظم الاطباء). و رجوع به بشکوفه و اشکوفه شود.
کلمات همقافیه با «بشکونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر