معنی بشکون
5 بازدید
[ بَ ] (ص) زرنگ و چالاک. (ناظم الاطباء). || یرک. (ناظم الاطباء). || نامور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بشکون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر