معنی بشکلید
5 بازدید
[ بِ کَ ] (اِ) رخنه و نشان را گویند که با سر انگشت و سرناخن به هم رسد. (برهان). رخنه و شکاف. (ناظم الاطباء). نشان رخنهٔ سرانگشت است و ناخن. جامه ای که در خار آویزد و بدرد آنرا بشکلید گویند. (اوبهی). || خراش. (ناظم الاطباء). و رجوع به بشکلیدن شود.[ بِ کَ ] (اِ) رخنه و نشان را گویند که با سر انگشت و سرناخن به هم رسد. (برهان). رخنه و شکاف. (ناظم الاطباء). نشان رخنهٔ سرانگشت است و ناخن. جامه ای که در خار آویزد و بدرد آنرا بشکلید گویند. (اوبهی). || خراش. (ناظم الاطباء). و رجوع به بشکلیدن شود.
کلمات همقافیه با «بشکلید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر