معنی بشکله
7 بازدید
[ بِ کَ لَ / لِ ] (اِ) بشکل. بسکله. بشکنه، بمعنی بشکل است که کلید کلیدان باشد. (برهان) (از فرهنگ نظام). کجک و کلید کلیدان. (مؤید الفضلاء). کژک کلیدان. (شرفنامهٔ منیری). و رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۲۰۹ و بشکل و بشکلیدن شود.
کلمات همقافیه با «بشکله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر