معنی بشکان
5 بازدید
[ بِ ] (اِخ) از قرای هرات. (از معجم البلدان) (از مرآت البلدان).[ بِ ] (اِخ) بوشکان. قریه ای از توابع بیضا، دو فرسنگ میانهٔ شمال و مشرق تل بیضا. (فارسنامهٔ ناصری). مرکز قریهٔ «بلوک» فارس است. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص ۱۲۱ و فارسنامهٔ ابن البلخی چ ۱۳۳۹ هـ . ق. کمبریج ص ۵۴ شود.
کلمات همقافیه با «بشکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر