معنی بشور آمدن
7 بازدید
[ بِ مَ دَ ] (مص مرکب) متغیر شدن. منقلب شدن. بهیجان آمدن. بجوش و خروش آمدن : سبک مغزان بشور آیند از هر حرف بیمغزی بفریاد آورد اندک نسیمی نیستانی را.صائب.
کلمات همقافیه با «بشور آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر