معنی بشوریده
7 بازدید
[ بِ دَ / دِ ] (ن مف) پشولیده. شوریده. پریشان گشته و جذبه یافته. (از انجمن آرا). منقلب. پریشان. مضطرب. شوریده حالت : شد یک دو مه که بنده بشوریده حالت است زین اختر مشعبد و ایام چاپلوس. شهاب الدین محمدبن هما (از لباب الالباب). و رجوع به شوریدن و پشولیده و شوریده شود.[ بِ دَ / دِ ] (ن مف) پشولیده. شوریده. پریشان گشته و جذبه یافته. (از انجمن آرا). منقلب. پریشان. مضطرب. شوریده حالت : شد یک دو مه که بنده بشوریده حالت است زین اختر مشعبد و ایام چاپلوس. شهاب الدین محمدبن هما (از لباب الالباب). و رجوع به شوریدن و پشولیده و شوریده شود.
کلمات همقافیه با «بشوریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر