معنی بشناقة
6 بازدید
[ بَ قَ ] (معرب، اِ) معرب از لاتینی پاستیناکا. (دزی ج ۱ ص ۹۱). هویج. زردک. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بشناقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر