معنی بشلک
6 بازدید
[ بِ لِ ] (ترکی، اِ) نان سکهٔ مسین یا نیکلی عثمانی. رجوع به النقود ص ۹۸، ۱۴۰، ۱۴۱ و ۱۶۸ شود. - نُص بشلک؛ نیمی از بشلک. و رجوع به بیشلک و بیشلغ شود.[ بِ لِ ] (ترکی، اِ) نان سکهٔ مسین یا نیکلی عثمانی. رجوع به النقود ص ۹۸، ۱۴۰، ۱۴۱ و ۱۶۸ شود. - نُص بشلک؛ نیمی از بشلک. و رجوع به بیشلک و بیشلغ شود.
کلمات همقافیه با «بشلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر