معنی بشقاب
6 بازدید
[ بُ ] (ترکی، اِ) پشقاب. (از غیاث) (آنندراج). ظرف غذاخوری پهن و گرد و کم عمق مانند دوری و رکابی که سکر و سکرچه نیز گویند. (ناظم الاطباء). ظرف پخ که در آن چلو یا پنیر و سبزی و امثال آن گذارند. لب تخت.
کلمات همقافیه با «بشقاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر