معنی بشریة
4 بازدید
[ بَ شَ ری یَ ] (ع ص نسبی) تأنیث بشری. رجوع به بشری و بشریت شود.[ بَ شَ ری یَ ] (اِخ) یکی از هفت فرقهٔ معتزله باشند. (بیان الادیان). فرقه ای از معتزله، اصحاب بشربن المعتمر. (مفاتیح). گروهی از معتزله و اتباع بشربن المعتمر باشند. بشر خود از افاضل علماء معتزله بود و عقاید خاصی داشت. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی و البیان و التبیین ج ۱ ص ۱۲۶ شود.[ بَ شَ ری یَ ] (اِخ) یکی از هفت فرقهٔ معتزله باشند. (بیان الادیان). فرقه ای از معتزله، اصحاب بشربن المعتمر. (مفاتیح). گروهی از معتزله و اتباع بشربن المعتمر باشند. بشر خود از افاضل علماء معتزله بود و عقاید خاصی داشت. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی و البیان و التبیین ج ۱ ص ۱۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «بشریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر