معنی بشرونتن
4 بازدید
[ بَ نِ تَ ] (هزوارش، مص مرکب) بلغت زند و پازند بمعنی پرستش کردن باشد. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). بلغت زند پرستیدن. (ناظم الاطباء). هزوارش بشرنتن بیشرونیتن . پهلوی بریشتن . برشتن. برشته کردن. (یونکر ۱۰۲) (بندهش ۸۸). و برشتن در متن برهان به «پرستش» تصحیف شده، هزوارش پرستیدن شدونیتن است. (یونکر ۲۸۲) (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به بشورفتن شود.
کلمات همقافیه با «بشرونتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر