معنی بشترم
6 بازدید
[ بُ تَ رَ / بُ تُ رُ ] (اِ) بشتر. جوشش و دمیدگی باشد با خارش که در اعضای آدمی بهم رسد و بشره آدمی را سرخ سازد و آن را به عربی شرا گویند. (برهان) (از ناظم الاطباء). دمیدگی اندام. (از مؤید الفضلاء) (شرفنامهٔ منیری) ((ز انجمن آرا: بشتر) (از آنندراج) (شعوری ج ۱ ورق ۲۱۸). دمیدگی اندام باشد یعنی جوشش اعضا. (سروری). قوبا که پهن شود و بسیار خارش کند. وسر و دلم نیز گویند و بتازی شری خوانند. (رشیدی). و رجوع به بشتر و بشتری شود.
کلمات همقافیه با «بشترم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر