معنی بسیلاب دادن
6 بازدید
[ بِ سِ دَ ] (مص مرکب) در آب فروبردن یعنی غرق کردن : گرد برمی آرد از رنگین لباسان چشم شور داد شبنم دفتر گل را به سیلاب نظر. صائب (از آنندراج). و رجوع به سیلاب شود.
کلمات همقافیه با «بسیلاب دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر