معنی بسمهچی هروی
5 بازدید
[ بَ مَ / مِ هِ رَ ] (اِخ) فرزند هرات است. سابقاً بسمه کاری میکرده و حالا بر مالی اشتغال دارد شعر بسیار گفته اما به از این مطلع که بجهت خانه اش که آب ویران ساخته نگفته است: مدام خانهٔ چشمم ز آب دیده خرابست خراب چون نشود خانه ای که بر سر آبست. (مجالس النفایس ص ۱۶۶). و رجوع به الذریعه ج ۹ ص ۱۳۶ شود.
کلمات همقافیه با «بسمهچی هروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر