معنی بسمله
5 بازدید
[ بِ مِ لَ / لِ ] (ع اِ) مخفف بسم اللََّه. (از غیاث) (از ناظم الاطباء). مأخوذ از تازی مخفف بسم اللََّه الرحمن الرحیم : ابرو بنما که جان دهم جان بی بسمله بسملم مگردان.واله هروی. از مصحف روی تو به پیشانی پرخون بسمل شدهٔ تیغ تو صد بسمله دارد. علی خراسانی (از آنندراج). برسمت قارآن پنج محل وقف کرد از زبر بسمله تا به سر نستعین.قاآنی. || استعانت بنام خدا در خطابه و هر کاری: کل امرٍ ذی بال لم یبدأ ببسم اللََّه فهو اَبتر. || در تداول فقه و تفسیر اختلاف است که بسم اللََّه در اول هر سوره آیه مستقلی است یا از آیات آن سوره است چنانکه صاحب شرایع بسمله را آیه ای از سورهٔ حمد میشمارد و قرائت آن را با سورهٔ حمد واجب میداند. رجوع به شرایع چ ۱۳۰۷ هـ . ق. ص ۲۱ و بسم اللََّه الرحمن الرحیم شود.
کلمات همقافیه با «بسمله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر