معنی بسفور
5 بازدید
[ بُ فُ ] (اِخ) بسفورس . بوغاز... از یونانی بس (گاو و فرس) و معبر. گاوگدار مقابل اسکدار (اسب گدار) گدار اسب (اسکوتاری). بنا به روایت تاریخ، داریوش از آنجا گذشت و دو ستون از سنگ سفید برپا داشت. بر روی یکی از آنها نام کسانی را که با او بودند بدو خط آشوری و یونانی نقش کرد... رجوع به فرهنگ ایران باستان ص ۱۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «بسفور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر