معنی بسر و دیده
5 بازدید
[ بِ سَ رُ دی دَ / دِ ] (ترکیب عطفی، ق مرکب) رجوع به بسر و چشم شود: بسر و دیده آمدی پیشت (کذا) دیده بر پای خواجه مالیدی. سلمان ساوجی (از آنندراج). قدمی نه بسر و دیدهٔ غمدیدهٔ ما که کله داشته باشی بسر و دیدهٔ ما. ؟ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بسر و دیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر