معنی بسر زلف حرف زدن
5 بازدید
[ بِ سَ رِ زُ حَ زَ دَ ] (مص مرکب) بسر زلف سخن کردن. کنایه از به استغنا و بی پروایی سخن گفتن. (آنندراج). استغنای در کاری. (مجوعهٔ مترادفات ص ۳۸). || کنایه از بناز و تبختر حرف زدن. (آنندراج): از قرب حسن گرنه دماغش مشوش است چون حرف میزند بسر زلف شانه اش. صائب (از آنندراج). بسر زلف اگر حرف زنی مشکل نیست مشکل اینست که با چین جبین میگویی. رفیع (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بسر زلف حرف زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر