معنی بسحاق اطعمه
6 بازدید
[ بُ حا قِ اَ عِ مَ ] (اِخ) ابواسحاق شیرازی، حلاج. نام شاعریست که در اشعارش همه بیان طعامها باشد. (غیاث) (آنندراج). جمال الدین ابواسحاق شیرازی. (از الذریعه ج ۹). شیخ احمد. (از فرهنگ سخنوران) معروف به حلاج از مردم شیراز و از شعرای عصر تیموریست. براون وی را متوفی بسال ۸۱۴ هـ . ق. می داند و صاحب الذریعه بتردید تاریخ مرگ وی را ۸۱۴ تا ۸۳۰ هـ . ق. آورده است. از شعرای عصر تیموری و بخصوص اسکندربن عمر شیخ نوهٔ امیرتیمور بوده است. خدمت شاه نعمةاللََّه کرمانی را درک کرده و به وی ارادت ورزیده است. کاتبی نیشابوری وی را ستوده و شاه داعی اللََّه شیرازی ویرا رثا گفته او بسیاری از ابیات غزلهای حافظ را بتضمین در شعرخود آورده است گورش در تکیهٔ چهل تنان شیراز باشد. نسخهٔ خطی دیوانش مورخ ۸۵۵ هـ . ق. در کتابخانهٔ محمد نخجوانی موجود است. دیوانش دو بار به چاپ رسیده است: چاپ نخستین آن در استانبول بسال ۱۳۰۳ هـ . ق. در چاپخانهٔ ابوالضیا در ۱۸۴ صفحه و چاپ دوم آن در شیراز بوسیلهٔ کتابفروشی معرفت در ۲۱۰ صفحه. رجوع به الذریعه ج ۹، مقدمهٔ چاپ دوم دیوان، فرهنگ سخنوران، هفت اقلیم، تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی، آتشکدهٔ آذر مجمع الفصحا ج ۲، ریاض العارفین، تذکرهٔ حسینی، صبح گلشن، طرائق الحقایق، فارسنامهٔ ناصری، شکرستان پارسی، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ جعفر سلطان القرائی، اسماءالمؤلفین و آثارالمصنفین، مرآةالفصاحه، تاریخ ادبیات ایران براون ترجمهٔ علی پاشا صالح و علی اصغر حکمت، ریحانة الادب، مرآةالخیال، آثار عجم، ریاض الجنه، قاموس الاعلام ترکی نتایج الافکار، تاریخ ادبیات فارسی اته چ شفق، شعوری ج ۱ ورق ۳۱۲، شدالازار ص ۱، ۱۱، فیه مافیه، تاریخ عصر حافظ و اطعمه در همین لغت نامه، و ناظم الاطباء شود.
کلمات همقافیه با «بسحاق اطعمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر