معنی بستگی

معنی بستگی

6 بازدید
[ بَ تَ ] (حامص) ارتباط و پیوستگی. (ناظم الاطباء). رابطه. ربط: همی دیر شد سوده آن بستگی سبک شد دل بسته ز آهستگی. فردوسی. این کار بآن بستگی دارد. این دو امر بهم بستگی دارد. || تعلق و نسبت: فلان با من بستگی دارد. (فرهنگ نظام). خویشی. قرابت اعم از نسبی و سببی. انتساب، وابستگی. خویشاوندی. || رابطه (در اصطلاح حساب). (واژه های نو فرهنگستان ایران). || حب. علاقه. دوستی. علقه. عقد. بند. || استواری و استحکام. (ناظم الاطباء). || انجماد و بستن: از زور یخ بستگی عبور از راه ممکن نیست. (فرهنگ نظام). جمود. افسردگی. انعقاد. || سد شدن. مسدود شدن راه. انسداد. مقابل گشادگی. انعقاد: غَلَق؛ بستگی در. (منتهی الارب): از جهت حج و بستگی راه امیر غم نموده بود. (تاریخ بیهقی). دماغ فلک را باندیشه سفت در بستگیها گشاد از نهفت.نظامی. که دایم به دانش گراینده باش. در بستگی را گشاینده باش.نظامی. چون بستگی رسد بنهایت گشادگیست. وحید قزوینی. || تیرگی. گرفتگی رنگ. ناشفاف بودن : آن سپیدی که خالص نیست از سرخی یا زردی یا تیرگی یا بستگی. (التفهیم ص ۳۶۸). سبب بودن گوناگون صورتهای نور، اندر ماه سه چیز است... یکی بستگی و گرفتگی و دیگر بی نوری. (التفهیم). || قبض (در معده). یبوست. سدّه : و این بود تا سال دیگر که جو رسد از رنج بستگی... (نوروزنامه منسوب به خیام). تغلب گفت: اصل او [ یعنی تفسیر ] من حسرت الفرس اذا رکضتها محصورة لینطلق حصرها؛ اصل او آن باشد که اسب شکم گرفته بتازی تا بستگیش گشاده شود. (ابوالفتوح رازی). || قبض. گرفتگی (در اصطلاح تصوف). || عقده. (ترجمان القرآن عادل بن علی). تعقید. اغلاق. عقد و بند و علاقه. (ناظم الاطباء). || سکر طبع. (فرهنگ فارسی معین). || لکنت و گرفتگی زبان. (ناظم الاطباء). حصر: عقله؛ بستگی زبان. عجمه؛ بستگی در سخن. (منتهی الارب). - بستگی سخن؛ لکنت زبان. (ناظم الاطباء). - بستگی بول؛ حبس البول. (ناظم الاطباء). - بستگی فرج؛ بکارت. (ناظم الاطباء). || بندشدگی و مضبوط شدگی. (ناظم الاطباء). حبس. بند: چو جاماسب آمد مرا بسته دید وزان بستگیها مرا خسته دید.فردوسی. گره بگشای، با ما بستگی چند؟ شتاب عمر بین آهستگی چند.نظامی. || بند و بست عضو شکسته. (ناظم الاطباء). || مضیقه : زود خورم تا نکند بستگی آنچه خدا داد بآهستگی. نظامی (مخزن الاسرار). - بستگی داشتن به؛ متعلق بودن به. وابسته بودن به.

کلمات هم‌قافیه با «بستگی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید