معنی بستم
6 بازدید
[ بِ تُ ] (ص، ق) ترجمهٔ عشرین است. (آنندراج). بیستم. (ناظم الاطباء). عدد ترتیبی در مرحلهٔ بیست.[ بَ تَ ] (اِخ) یکی از دهات کجور مازندران است. رجوع به سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو متن انگلیسی ص ۱۰۹ شود. و در ترجمهٔ آن ص ۱۴۸ بند «ل» به «بسطام» ترجمه شده است.
کلمات همقافیه با «بستم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر