معنی بستقان
6 بازدید
[ بُ تَ ] (اِ) مالک باغ. نگاهبان آن. (ناظم الاطباء): باعانت بستقان... (درهٔ نادره چ شهیدی ۱۳۴۱ هـ . ش. ص ۶۴۲).
کلمات همقافیه با «بستقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر