معنی بستانچی
5 بازدید
[ بُ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) بستان بان ناطور. باغبان ترک یا محافظ و مراقب باغها، سراها. (دزی ج ۱ ص ۸۳). || باغبانی که بر اساس مزارعه کار میکند، یا باغبانی که حق برداشت محصول را اجاره میکند. باغبان. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بستانچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر