معنی بسباسة
5 بازدید
[ بَ سَ ] (اِخ) نام زنی از بنی اسد. (منتهی الارب). و امرؤالقیس در این شعر از وی نام برد: الا زعمت بسباسةالیوم اننی کبرت و أن لایشهد اللهو أمثالی. (از تاج العروس).[ بَ سَ ] (اِخ) دخت ابرههٔ حبشی. او و برادرش مسروق بن ابرهة از ریحانة دختر علقمه باشند که سابق زن ابومُره بود و ابرهه به زور از وی بستد. (طبری ج ۱ ص ۵۵۰).
کلمات همقافیه با «بسباسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر