معنی بساقالقمر
5 بازدید
[ بُ قُلْ قَ مَ ] (ع اِ مرکب) بساقةالقمر. سنگی است سپید صاف متلالا. زبدةالقمر. رغوةالقمر. (یادداشت مؤلف). و رجوع به دزی: زبد و رغو شود.
کلمات همقافیه با «بساقالقمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر