معنی بزیغیه
5 بازدید
[ بُ زَ غی یَ ] (اِخ) یکی از فرق هشتگانهٔ غُلات که اصحاب بزیغ بن یونس بودند. (از کتاب بیان الادیان ص ۳۶). از فرق غُلاة و از فروع خطابیه، اصحاب بزیغ بن موسی الحائک که بزیغ را رسول ابوالخطاب محمد می پنداشتند و امام جعفر صادق را خدا می دانستند و میگفتند که آن حضرت در اختیار صورت فعلی بمردم تشبه کرده و معتقد بودند که در میان ایشان مردمانی وجود دارند که از جبرائیل و میکائیل و حضرت رسول افضلند و میگفتند که هیچکس از ایشان نمی میرد. (از کتاب خاندان نوبختی عباس اقبال ص ۲۵۱). و رجوع به مقالات اشعری و ملل و نحل شهرستانی و خطط ابن حزم و رجال ابوعلی، و بزیعیه شود.
کلمات همقافیه با «بزیغیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر