معنی بزیغ
6 بازدید
[ بُ زَ ] (اِخ) ابن موسی الحائک. رئیس فرقهٔ بزیغیه از فروع خطابیه، که بزیغ را رسول می پنداشتند و امام جعفر صادق را خدا میدانستند. (از خاندان نوبختی چ اقبال ص ۲۵۱).[ بُ زَ ] (اِخ) ابن یونس. رئیس فرقهٔ بزیغیه که از غُلات هستند. (بیان الادیان ص ۳۶). و رجوع به بزیع شود.
کلمات همقافیه با «بزیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر