معنی بزوری
6 بازدید
[ بُ ] (ص نسبی) سبزی فروش یا میوه فروش، ای بزرفروش. (ناظم الاطباء). نسبت است به بزور که جمع بزر است و تخم فروش را میرساند. و ابوعبداللََّه احمدبن عبدالرحمان معروف به ابن ابی عرف، بدین نسبت مشهور است. او اهل بغداد و ثقه ای جلیل بود و بسال ۲۹۷ هـ . ق. در ماه شوال وفات یافت. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «بزوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر