معنی بزنبشکن
5 بازدید
[ بِ زَ بِ کَ ] (اِمص مرکب) (از: ب +زن +ب +شکن) عمل ساز و آواز و رقص بسیار. (یادداشت بخط دهخدا). || (ص مرکب) زنی بسیار مایل به طرب و لهو و غناء و رقص. (یادداشت بخط دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزنبشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر