معنی بزنبزن
7 بازدید
[ بِ زَ بِ زَ ] (اِمص مرکب) (از: ب + زن...) زد و خورد. نزاع. درگیری. - بزن بزن درگرفتن؛ نزاع درگرفتن. زد و خورد شدن.
کلمات همقافیه با «بزنبزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر