معنی بزقنج
5 بازدید
[ بُ قُ ] (اِخ) دهی از دهستان ابقورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند. سکنه ۶۹۰ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، زعفران و عناب و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. از کلاته عبداللََّه میتوان ماشین برد. مزرعهٔ ده نوک، تزوک، تک لون جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بزقنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر