معنی بزشکی کردن
4 بازدید
[ بِ زِ کی کَ دَ ] (مص مرکب) طبابت کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بزشکی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر