معنی بزرگپستان
6 بازدید
[ بُ زُ پِ ] (ص مرکب) آنکه پستان بزرگ و کلان دارد. زن که پستان بزرگ دارد، و این نزد اروپائیان از حسن باشد برخلاف در ایران. (یادداشت بخط دهخدا): امرأة طرطبی؛ زن بزرگ پستان. شاة ضریعة؛ گوسفند بزرگ پستان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بزرگپستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر