معنی بزرگپای
5 بازدید
[ بُ زُ ] (ص مرکب) آنکه پای بزرگ دارد. (یادداشت بخط دهخدا): گنگی بلندبینی، گنگی بزرگ پای محکم سطبرساقی، زین گردساعدی. عسجدی.
کلمات همقافیه با «بزرگپای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر