معنی بزرگعفو
6 بازدید
[ بُ زُ عَ فْ وْ ] (ص مرکب) آنکه عفو و گذشت او بزرگ باشد. با عفو بسیار: پاکیزه دین و پاک نژاد و بزرگ عفو نیکودل و ستوده خصال و نِکوشیَم.فرخی.
کلمات همقافیه با «بزرگعفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر