معنی بزرگزانو
6 بازدید
[ بُ زُ ] (ص مرکب) آنکه زانوی بزرگ دارد. اَرکب. (یادداشت بخط دهخدا). || شخص بزرگ و باعظمت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بزرگزانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر