معنی بزرگرای
6 بازدید
[ بُ زُ ] (ص مرکب) آنکه رای بزرگ دارد. بلنداندیشه. کسی که رای و اندیشهٔ قوی دارد: کآن تخت نشین که اوج سای است خرد است ولی بزرگ رای است.نظامی.
کلمات همقافیه با «بزرگرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر