معنی بزرگجثه
5 بازدید
[ بُ زُ جُ ثْ ثَ / ثِ ] (ص مرکب) عظیم الجثه. جسیم. تناور. ضخم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بزرگجثه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثه» برای سرودن شعر