معنی بزرگانه
6 بازدید
[ بُ زُ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) بمانند بزرگان. بزرگ در کمیت و کیفیت. درخور بزرگان : خدیجه دیگر روز ترتیب بساخت و مهمانی بزرگانه کرد و همهٔ مهتران را شراب دادند و خویلد را از مهتران بیشتر دادند. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «بزرگانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر