معنی بزرگامید رودباری
6 بازدید
[ بُ زُ اُمْ می دِ رو ] (اِخ) معروف به کیابزرگ امید. رئیس اسماعیلیهٔ الموت، دومین حکمران آنان و جانشین و پیرو حسن صباح. وی در سال ۵۱۸ هـ . ق. بموجب وصیت حسن صباح در الموت بجای او نشست و قبل از آن بحکم حسن صباح بسال ۴۹۵ هـ . ق. قلعهٔ لمبه سر رودبار را تصرف کرد و ۲۳ سال در آنجا میزیست. وی شیوهٔ حسن صباح را در نشر دعوت باطنیه و تهدید و تخویف مخالفان ادامه داد. در زمان او فدائیان اسماعیلیه خلیفه مسترشد عباسی را هلاک کردند و پس از وی پسرش محمدبن بزرگ امید بجای او نشست. (از دائرة المعارف فارسی) (از حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به تاریخ گزیده و تاریخ حبیب السیر و قاموس الاعلام ترکی و غزالی نامه و جامع التواریخ رشیدی (بخش اسماعیلیه چ دبیرسیاقی) شود.
کلمات همقافیه با «بزرگامید رودباری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر