معنی بزدرة
5 بازدید
[ بَ دَ رَ ] (ع مص) مصدر منحوت عربی از بازداری فارسی. بازداری. بازیاری. دانش تربیت طیور و جوارح و علاج بیماری های آنها. دستور معالجهٔ طیور. (یادداشت بخط دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزدرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر