معنی بزازانه
5 بازدید
[ بَ زْ زا نَ / نِ ] (ص نسبی) نسبت است به بزاز. لایق و درخور بزاز. ملاخور. مجازاً عبارتست از فراوان و در دسترس همه. کم بها. مقابل عزیز: عصمت از محبوب هرجائی مجو رسم وفا زآنکه بی لذت بود میوه چو بزازانه شد. عصمت (از فرهنگ ضیاء).
کلمات همقافیه با «بزازانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر