معنی بر کار کردن
6 بازدید
[ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) آمادهٔ کار کردن. بکار انداختن. برای بکار بردن مهیا ساختن : لیث علی منجنیق ها بر باره برنهاد و بر کار کرد. (تاریخ سیستان). بعد از آن بپای حصار طاق شد و منجنیقها بر کار کرد. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «بر کار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر