معنی بر کاری داشتن
6 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) تحریض. بعث. (ترجمان القرآن). بکاری واداشتن. بکاری وادار کردن.
کلمات همقافیه با «بر کاری داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر