معنی بر صحرا نهادن
6 بازدید
[ بَ صَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) بر صحرا افکندن. کنایه از آشکار و ظاهر ساختن. (برهان): تا کمال علم او ظاهر شود این همه اسرار بر صحرا نهاد.عراقی.
کلمات همقافیه با «بر صحرا نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر