معنی بر زبان رفتن
6 بازدید
[ بَ زَ رَ تَ ] (مص مرکب) بر زبان گذشتن. گفته شدن. بر لفظ رفتن : چندان دعای جان تو گوییم کز ملال بیخواست بر زبان تو دشنام می رود. کمال خجند (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بر زبان رفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر