معنی بر دل گرفتن
6 بازدید
[ بَ دِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) کنایه از ناخوشی و بی دماغ شدن. (آنندراج). رنجیده شدن و آزرده گشتن. || بی صبر شدن. (ناظم الاطباء): مرنج از بیخودیهای دلم زانک ز دیوانه کسی بر دل نگیرد. امیرشاهی سبزواری (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بر دل گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر