معنی بر دل سرد کردن
6 بازدید
[ بَ دِ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از ناخوش و بی مزه گردانیدن. (آنندراج). بر طبع خوردن. (مجموعهٔ مترادفات): عاق است بمذهب مروت فرزند پدر نکرده خدمت خاص این پدری که بهر ما کرد لذات بهشت بر دلت سرد.واله (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بر دل سرد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر