معنی بریشوی
6 بازدید
[ بَ شَ ] (از یونانی، اِ) عصر روز یکشنبه. || عید پاک، و هر عیدی. || تهیه و تدارک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بریشوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر